Capturer را جنایت قربانی بیمارستان اخبار حوادث

Capturer را: جنایت قربانی بیمارستان اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

یک: بنا به روایتی، او اول یک «خنده» بود که بعدا دست و پا درآورد! و چه دست و پاهای بلندی.آن قدر که دورترین گوشه های دروازه هم دم دستش بودند. از خداحافظی اش قری

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده؛ دروازه بانی که اول یک "خنده" بود

عبارات مهم : ایران

احمدرضا عابدزاده، دروازه بان اسطوره ای فوتبال کشور عزیزمان ایران 51 سالگی خود را مراسم خوش حالی گرفت.

یک: بنا به روایتی، او اول یک «خنده» بود که بعدا دست و پا درآورد! و چه دست و پاهای بلندی.آن قدر که دورترین گوشه های دروازه هم دم دستش بودند. از خداحافظی اش قریب یک دهه گذشته ولی معلوم مان نیست چند دهه ی دیگر باید بگذرد تا کسی را با این استیلِ حسرت برانگیز در فوتبالِ نیم بندمان ببینیم. او اگر این همه سیوِ باشکوه هم نداشت، باز هم ستاره بود با آن شمایل و استایل خاص اش. سینه را می داد جلو، سر و گردن را کمی عقب می گرفت و از دور تمام میدان را از زیر نظر می گذراند. هنگامی که هم حوصله اش وسط بازی سر می رفت، مشغول گرم کردن می شد و نرمش هایی می کرد که در خاص برنامه ی «حرکات محیرالعقول»قابل پخش بودند! از 180 زدن روی چمن ها که خسته می شد،ناگهان پای راستش را بلند می کرد و می گذاشت روی تیر دروازه! صد و هشتاد را این بار عمودی اجرا می کرد و استادیوم را می فرستاد روی هوا. یادش بخیر، با او که بودیم، هر لحظه استادیوم روی هوا بود.

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

دو: از همان زمانِ ظهورش به عنوان یک پدیده ی جوان،مثل باتجربه ها بازی می کرد.انگار شناسنامه اش را گم کرده بود. در بیست سالگی هنگامی که توی دروازه می ایستاد آرامش و تسلطی داشت که سی و چند ساله های امروز با سلام و صلوات به آن می رسند.او قادر بود فاصله ی بیست تا سی سالگی را فقط با جویدن یک آدامس طی کند. اگر این حرف ها به نظرتان اغراق آمیز می رسد، اگر فکر می کنید از خود بیخود شده است ایم و داریم افسانه می سازیم، بروید یک بار دیگر نخستین بازی ملی اش را تماشا کنید. هشتم اسفندماه ۶۵- دوحه- مصاف کشور عزیزمان ایران و کویت.بروید ببینید که او چگونه در بیست سالگی ستاره ی آن میدانِ سخت می شود تا نتیجه بازی در دقیقه۸۹، 1 بر 1 مساوی باشد نه 5-1 به سود کویت.اما باز به این هم راضی نیست. دقیقه ی آخر توپ را مُنار می کند روی کلّه ی کریم تا جوجه های نوپای دهداری، کویتِ پرمدعا را دو-یک زمین بزنند.

یک: بنا به روایتی، او اول یک «خنده» بود که بعدا دست و پا درآورد! و چه دست و پاهای بلندی.آن قدر که دورترین گوشه های دروازه هم دم دستش بودند. از خداحافظی اش قری

بله؛ دروازه بانی که در نخستین بازی ملی اش پاس گل داد!! این جمله را ابتدای زندگینامه ی او بنویسید حتما!

سه: او رب النوعِ پنالتی گرفتن بود. پنالتی هایی که در فینال پکن و سمی فینالِ قطر گرفت از کفر ابلیس هم مشهورترند. پس، از یک خاطره ی مهجورتر بشنوید. جام ملت های ۸۸- بازی نیمه نهایی- ایران- عربستان. احمدرضا با سه کلین شیت در سه بازی قبل پا به این میدان گذاشته هست. ماجد عبدالله –گرگ گرسنه ی عربستان که به اندازه ی صدام یزیدِ کافر از او زخم خورده بودیم- دقیقه شانزدهم روی سر مرتضی بلند می شود و احمد را خاک می کند. تیم کشور عزیزمان ایران توان جبران نتیجه را ندارد، اگر هم داشته باشد جورج کورتنی -داور چغر و بد بدن انگلیسی- راه نمی دهد.

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

ولی احمد یک جوری باید حسابش را با ماجد صاف کند. نیمه دوم سر می رسد و کورتنی یک پنالتی به عرب ها هدیه می کند.ماجد عبدالله روبه روی عابدزاده. عقاب پنالتی را می گیرد ولی کورتنی دستور تکرار می دهد! ماجد این بار جهت را عوض می کند ولی انگار تمام جهت ها در سیطره ی عقابِ ماست.یا باب الحوائج، پنالتی دوم هم سیو می شود!! کشور عزیزمان ایران بازی را یک-هیچ می بازد ولی احمد دو بر یک ماجد را شکست می دهد. میان شکست های تکراریِ آن دهه برابر عربستان، این یکی درد کمتری دارد. آن شب را راحت تر می خوابیم!

یک: بنا به روایتی، او اول یک «خنده» بود که بعدا دست و پا درآورد! و چه دست و پاهای بلندی.آن قدر که دورترین گوشه های دروازه هم دم دستش بودند. از خداحافظی اش قری

چهار: ستاره شدن فقط به درخشش فنی نیست. باید اسباب بزرگی همه آماده کنی. عقاب شدنِ احمدرضای عابدزاده فقط کار آن سیوهای خانمان برانداز نبود. او پکیج کاملی از جذابیت توی جیبش داشت؛ از خنده های کودکانه تا مدل موی پشت بلند که خوراک آن روزها بود، از شَربازی های شیرینی که تا گرفتن دست و پای حریف کره ای و بیرون کشیدن او از میدان جلو می رفت تا شوخی هایش با مژدوا که انگار هنگامی که مُهر این دو نفر پای ارزش می خورد دیگر زشت نبودند! از راه رفتنش روی اعصاب حریف هم که دیگر نگو. وای به روزی که هوس می کرد توپ را یکدستی جمع کند. می شد در دادسرای پایتخت کشور عزیزمان ایران به جرم تحقیر کردن حریف از او شکایت کرد!

او خلق و خوی عجیبی داشت. می توانست آدم را یاد جوان های بی کلّه ای بیاندازد که روی بازویشان، با دستخط لرزانِ زیدی در حبس، خال کوبیده اند: پررو ولی باادب!اصلا در بزرگی اش همین بس که ما امروز نشسته ایم و به بهانه ی تولد 49سالگی اش داریم از او می نویسیم. این نوشتن، یعنی اقرار به این که روزنامه های ما را احمد قرار است «بفروش» کند نه هیچ کدام از این ستاره های شکستنیِ نسلِ قلیان. یعنی اقرار به این که میان بازیکنان ما هنوز کسی ظهور نکرده که فرزند ها پوستر عابدزاده را از روی دیوار بکشند پایین و تصویر او را بچسبانند

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

خداوندا؛احتراما بیا و یک لحظه وقت بگذار؛ به سررسیدت نگاه کن و ببین روز 4 خردادماه۱۳۴۵ چنین خلقت نابی را با کدام اکسیر رقم زده ای.

خداوندا؛لطفا دست بجنبان؛ ستاره ی دیگری خلق کن تا ما جهت رقصاندن این قلم، دست به دامنِ خاطرات منقضی نشویم.

عقاب دیگری خلق کن خدا؛ اتاق فرزند هایمان از تصویر ستاره خالی است…

اخبار ورزشی – ایلنا

واژه های کلیدی: ایران | ستاره | دروازه بان | احمدرضا عابدزاده | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot

بود , به مناسبت تولد احمدرضا عابدزاده، خنده&quot، دروازه‌بانی که اول یک &quot


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs