Capturer را جنایت قربانی بیمارستان اخبار حوادث

Capturer را: جنایت قربانی بیمارستان اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار حوادث فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار ، با گذشت 10 سال از جنایت صورت گرفت

26 بهمن 85 گزارش کشف اجساد پدر و دختری در آپارتمان‌شان واقع در پایتخت کشور عزیزمان ایران به پلیس گزارش شد.

با گذشت 10 سال از جنایت صورت گرفت/ فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار

عبارات مهم : ایران

26 بهمن 85 گزارش کشف اجساد پدر و دختری در آپارتمان ارزش واقع در پایتخت کشور عزیزمان ایران به پلیس گزارش شد.

کشور عزیزمان ایران نوشت: بعد از حضور بازپرس کشیک قتل و تیم تحقیق درمحل جنایت، بررسی های میدانی شروع شد. شواهد موجود در صحنه جنایت نشان می داد عامل یا عاملان قتل با انگیزه دزدی دست به جنایت زده اند. در ادامه تجسس ها، همسایگان قربانیان، مردی به نام «رجب»- 35 ساله- را به پلیس معرفی کردند که با پدر و دختر رفت و آمد زیادی داشت. به دنبال کشف این سرنخ، مرد جوان دستگیر شد ولی در بازجویی، برادر معتادش را به عنوان قاتل معرفی کرد و نشانی مخفیگاه او را در لنگرود به مأموران داد. به این ترتیب «رحیم» 36 ساله دستگیر شد و به جنایت اعتراف کرد. بعد از تکمیل تحقیقات پرونده، بازسازی صحنه جنایت و صدور کیفرخواست، متهم در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان پایتخت کشور عزیزمان ایران به ریاست قاصی اصغرعبدالهی و با حضور قاضی کیخوا -مستشار- محاکمه شد.

«رحیم» هنگامی که در برابر قضات ایستاد گفت: «برادرم با پیرمرد خیلی صمیمی بود. به همین علت مرا جهت انجام کارهایشان به منزل ارزش برد و با پدر و دختر آشنا کرد. پیرمرد و دخترش آدم های خیلی خوبی بودند ولی من به خاطر اعتیادم دست به هر کاری می زدم. حتی زن و فرزندانم را به شهرستان بردم و خودم در پایتخت کشور عزیزمان ایران ماندم تا بتوانم پول مواد وهزینه های زندگی را تأمین کنم. ولی یک روز پیرمرد با برادرم تماس گرفت و ماجرای 28 هزار تومانی که از او دزدی کرده بودم را تعریف کرد.

فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار ، با گذشت 10 سال از جنایت صورت گرفت

باشنیدن این عنوان از برادرم خیلی عصبانی شدم و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. روزحادثه جهت اجرای نقشه ام به منزل مورد نظررفتم. به علت اینکه چشم های پیرمرد ضعیف بود مرا به جای برادرم اشتباه گرفت.

دخترش هم جهت کاری از منزل بیرون رفته بود. آنروز مرا به ناهار دعوت کرد. بعد از صرف غذا خوابید ولی من نتوانستم چیزی بخورم. هنگامی که بیدار شد با هم چای خوردیم و دوباره خوابش برد. من هم همان موقع با چماقی که همراهم آورده بودم چند ضربه به سرش زدم و با چاقوی آشپزخانه نیزبه جانش افتادم تا کارش تمام شود. هنگامی که از مرگش مطمئن شدم پتویی رویش انداختم. بعد همه جای منزل را گشتم ولی فقط 100 هزار تومان پیدا کردم.

26 بهمن 85 گزارش کشف اجساد پدر و دختری در آپارتمان‌شان واقع در پایتخت کشور عزیزمان ایران به پلیس گزارش شد.

با این حال منتظر شدم دختر 44 ساله پیرمرد برگردد. هنگامی که وارد منزل شد چند ضربه به سر وصورتش زدم و با فرو کردن ملافه ای در دهانش، با ضربات چاقو او را هم کشتم.اما در کیف او هم فقط 25 هزار تومان بود که با برداشتن پول ها فرار کردم. از وحشت دستگیری به لنگرود رفتم تا در آنجا زندگی کنم ولی خیلی سریع گیر افتادم.»

پس از آخر بیانات متهم، یکی از اولیای دم که سن بالایی داشت خواستار قصاص قاتل شد. در آخر جلسه قضات وارد شور شده است و متهم را به قصاص محکوم کردند. ولی پیگیری به این پرونده، بعد از 10 سال با فوت اولیای دم پیرمرد و ناتوانی بازماندگان دختر مقتول در پرداخت دیه بار دیگر طی هفته گذشته در شعبه چهارم دادگاه کیفری برگزار شد. باتوجه به درخواست دادستان جهت بخشش متهم- به شرط پرداخت دیه- پرونده از جنبه عمومی جرم تحت بررسی قرار گرفت.

رحیم در آخرین دفاعیات خود گفت: «من به خاطر اعتیادم تاوان سنگینی داده ام و حتی زن و فرزندانم را از دست دادم. جهت تهیه پول مواد دو آدم بی گناه را کشتم. من همه اتهاماتم را می پذیرم و خودم را مستحق فوت می دانم. طی 10 سال زندگی در زندان، اعتیادم را کنار گذاشتم و با وجودی که سنگینی گناهم روزها و شب هایم را پر از کابوس فوت کرده بود ولی تلاش کردم خودم را اصلاح کنم. حالا که سرنوشتم طوری رقم خورده که از اعدام نجات پیدا کنم و خداوند عمر دوباره به من داده، به خودم و خدایم قول داده ام قدر این وقت را بدانم و با روزی حلال زندگی کنم. ضمن اینکه با توجه به اوضاع پرونده از قضات درخواست بخشش دارم»

فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار ، با گذشت 10 سال از جنایت صورت گرفت

در آخر این جلسه، قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری پایتخت کشور عزیزمان ایران وارد شور شدند تا بزودی حکمشان را دراین باره صادر کنند.

واژه های کلیدی: ایران | جنایت | زندگی | پرونده | پیرمرد | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs